
این روزا خیلی دلتنگم.
تهی و خالی و دلتنگ و مغموم. از چی؟ نمیدونم. برای چی؟ نمیدونم.
یه جونور سیاهو حس میکنم توی خودم که البته سگ سیاه نیست یه چیزی شبیه تیغه ی چرخ گوشته که بین معده و قلبمه.
خیلی سرم شلوغه خیلی فعالم و اصلا وقت برای سر خاروندن ندارم ولی خب تاثیری توی زیست تیغه ی چرخ گوشت سیاه و جاندارم نداره![]()
برچسب:
نویسنده: پندار زارعیپور